ادامه ضرب المثل ها

_ « ای واویلا ،چالمون دید ایکنه                 گتو نشسه و کوچلو شی ایکنه .

 

معادل فارسی : از چاله ها دود بلند شده . دختربزرگ بی شوهرمانده و دخترکوچک شوهر کرده .

مفهوم و کاربرد : وقتی به کار می رود که چیزی بر خلاف راز رسم معمول صورت بگیرد .

32_هر که اِسل دم قینش آوی خش ایورسه ایدووه .

معادل فارسی : هرکه وسیله خیش به پشتش خورد ، خودش بلند مشود می دود .

مفهوم و کاربرد : هر کسی که سرش به سنگ خورد خودش متوجه ی اشتباهش می شود .

33_ سنگ گی نزه تا پشنگش قَدِت ناوه .

معادل فارسی : سنگ به مدفوع نزن تا تکه های آن به تو نخورد .

مفهوم و کاربرد : با آدم های شرونادان ودیوانه کاری نداشته باش تا آنها هم کاری به تو نداشته باشند .[ باآدم ابله و احمق در نیفت ]

34_ بچه که خاس بمیره و گیش دیاره .

معادل فارسی : بچه که می خواهد بمیرد از مدفوع اش پیداست .

مفهوم و کاربرد : در جایی به کار می رود که عاقبت و سرانجام یک کار از همان ابتدا مشخص ست که خوب در نمی آید . [ برای کاری به کار می رود که از همان ابتدا مشخص است که عاقبت خوبی ندارد]

35_ هرچی شله ، کار گُی کُله .

معادل فارسی : هرچه شُل ( آب گل آلود ) است ، کار گاو                است .

مفهوم کاربرد : هرچه کار نادرست است کار آدمهای فضول و نادان است .

36_ نخر نخرو لقمعه سه چارک .

معادل فارسی :

مفهوم و کاربرد :

37_  کُم خالی و گوز فندقی .

معادل فارسی : شکم خالی و باد شکم فندقی .

مفهوم و کاربرد : درمورد کسانی به کار می رود که با دست خالی ، می خواهند کار بزرگی راانجام دهند .

38_گل و گُند تا گل وگُند .

معادل فارسی :

مفهوم و کاربرد :

39_ هرکه افتا من بال قوای خش ایرینه .

معادل فارسی : هرکسی که افتاد در گوشه ی قبای خودش مدفوع می کند .

مفهوم و کاربرد : هرکسی که کار بدانجام داد به خودش ضربه می زند .

40_ سگ حیفش یاوو که ری کوتلون ایخوسه ، کوتلون حیفشه که سگ ریش ایخوسه .

معادل فارسی : سگ افسوس می خورد که چرا روی تپه فضضله ی حیوانات می خوابد ، تپه فضله ، حیفش می آید که چرا سگ روی آن می خوابد .

مفهوم و کاربرد : دو نفر نادان ضعیف که هر دو ازهم بدشان می آید ولی دوباره به هم می رسند .

لطفا در نظر سنجی ما شرکت کنید

لطفا در نظر سنجی ما شرکت کنید تا ما بدانیم که در کدام حوزه بیشتر کار کنیم

ادامه ضرب المثل ها

8_ گِِو قربون تیی با دمیت بِرُم ، گه : دی مو بادم انیم .

معادل فارسی : مادر گفت [ به فرزندش ] : قربان چشم های مثل بادامت بروم . [ فرزند ] گفت : مادر بادام می خواهم .

مفهوم و کاربرد : بهاه گیری بچه ها و هرچیزی را خواستن . درمواقعی به کار می رود که هر چه کنند ، باز هم بهانه گیری بچه قطع نمی شود .

9_ سرش یه مَن ، کلش چارکَی .

معادل فارسی : سرش خیلی خیلی بزرگ اما مغزس ( عقلش ) خیلی کوچک

مفهوم و کاربرد : ظاهر انسان نشانه ی باعقل بودن نیست . درمورد کسانی به کار می رود که ظاهری آراسته دارند امّا درک وشعور کمی دارند .

10_ بی بئایگه بوبو ، بو دارهم ایگه بوبو .

معادل فارسی : بدرن پدر می گوید : پدرپدر ، پدر دارهم می گوید : پدرپدر

مفهوم و کاربرد : همه دردوغم درند ، کس بی غم وجود ندارد .

11_ دلت خین بو ، امروهم بچت بو .

معادل فارسی : دلت خون باشد ، امرالله بچه ات باشد .

مفهوم و کاربرد : وقتی مشکلی داشته باشی و شخص دیگری ( ازنزدیکان ) مشکلی بر مشکلات بیفزاید.

12_  سوار شتر و کلوکلو نبیده .

معادل فارسی : سوار شتر و خمیده خمیده نبوده ( معادل ضرب المثل فارسی : شتر سواری دولا دولا نداره )

مفهوم و کاربرد : پنهان کردن کاری و چیزی که همه آنرا می دانند .

13_ کُم لنگش تش اُفتا ما وبین دولنگش .

معادل فارسی : شکم شکمویش [ باعثشده که ] آتش بیفتد بین دو پایش .

مفهوم وکاربرد : وقتی که حرص وطمع باعث رسیدن ضرروزیان به شخص می شود . آدم طمع کار همیشه ضرر می کند .

 

ضرب المثل های محلّی

ضرب النثل ها مانند دیگررسوم رایج دراین منطقه کاربرد چشمگیری دارد . بیان کردن عقیده وبیان خودبه صورت سرپوشیده ازدیگرعادتهای رایج مردم می باشد . هنگامی که کسی کاری انجام می دهدکه ناهنجارهای اجتماعی رایج سازگارنیست . افراد دیگر سعی می کنند به او  بفهمانند که حرکت و اعمال و سخنان ( حرفهای ) او برخلاف سنّت و عرف عامیانه دربین مردم است . ضرب المثل های هرمنطقه ، نشان دهنده ی افکار و روحیات آن منطقه و ناحیه است وجامعه شناسان ازاین رهگذر میتوانند به ویژهگیهای روحی و اخلاقی یک جامعه پی ببرید .

1_ آردبیز سی قیلون ایگه : تو دوسمه داری .

معنای فارسی : آردبیز به قلیان می گوید : تو دو سوراخ داری .

مفهوم و کاربرد : وقتی که عیب دیگران را ببنیم و عیب های خود را فراموش کنیم .

2_ وختی که نگبت ایگرت ، سوار خری سگ ایگرت .

معنای فارسی : وقتی که نگبت می گیردت ، سوار خری سگ می گیردت .

مفهوم وکاربرد : بدبختی روی بدختی آمدن . وقتی که مصیبت و بدبختی پشت سرهم برای انسان پیش بیاید .

3_ شّرِ ، ایا زنگله ناشه .

معنای فارسی : شر می آید و زنگل ( زنگوله ) بر گردنش است .

مفهوم و کاربرد : آمدن شر و شرهای دیگر باهم . وقتی که یک شر وبلا با سروصدا و شرهای دیگر پشت سرهم می آیند .

4_ ایخاس مفش بسره ، تیش درآوه .

معنای فارسی : می خواست آب بینی اش را بگیرد ، زد چشمش را درآورد .

مفهوم و کاربرد : کار رااز چیزی که بود ، خرا تر کرئن . اوضاع را بدتر از قبل کردن .

5_ نون کُن نه نون کنه ، تیروخون چه کنه .

معادل فارسی : نان پز ، نان پز نیست ، مشکل از تیروخون نیست .

مفهوم و کاربرد : وقتی که چیزی نباشی و بهانه بیوری و دلیل بتراشی .

6_ جاری خر نیکنه ، پی کرخره ایکشکنه .

معادل فارسی : زورش به خر نمی رسد ف پای کُره خر می شکند .

مفهوم وکاربرد :تلافی کاری رااز کسی که مقصر نیست در آوردن . قدرت برخورد با مقصر رانداشتن و تلافی آنرااز نزدیکانش در آوردن .

7_ فِی نَر نِی ، غیر نرکاه جمال .

معادل فارسی : مگر الاغ نر نیست ، غیراز الاغ نر آقاجمال .

مفهوم و کاربرد : در مورد اشتباه گرفتن دو چیز باهم به کار می رود .

قسم،دعا،تعارف و نفرین مردم گناوه

*قسم های متداول در فرهنگ عامیانه گناوه:
1.به امام زاده قسم(امام زاده شاهزاده سلیمان واقع در گناوه)
2.به حضرت عباس_به امام رضا_به ابوالفضل...
3.به پیر _به پیغمبر
4.به شاه چراغ_به بی بی حكیمه
5.امام حسین تو كمر بزنه
6.حضرت عباسی
7.به همی ذات خدا(با اشاره به زنان)
8.به همی روز خدا
9.خدا شاهده_خدا سر شاهد

*تعارفات و دعاهای متداول در فرهنگ مردم گناوه:
1.خدا قوت _خدا عمرت بده
2.غرت زیاد
3.پیر وابی_نه خسته
4.داغت نبینم_داغت بسونم
5.روزی دومادی خوت بو
6.روزی مكه رونت بو _دورت بگردم

 

واژگان محلی گناوه

گت=بزرگ / گت گتو=علفی بسیار تلخ مزه / گردی=مثل /گل زرد=نوعی گل صحرایی / گوری=انبار گندم /یه

گلی=یک قسمتی /گل کلون=گل آبی رنگ که مصرف دارویی دارد /بُی=صوت تعجب /بُنگ=بانگ.فریاد /بغیز=علفی بسیار تلخ مزه

باری=مرغ کوچک/بَلکَم=شاید.ممکن است /بُلکُم=مغرور.خودخواه /بُنجال=وسایل دور افتاده ودست دوم

/بیرزه(بینزه)=آدامس /بانده=پرنده /بانداویی=پرنده آبی /بالنگ=خیار سبز /بیله(بیلی)=دسته.گروه /بوج(بُل)=کنار

رسیده /بیل=بگذار.صبرکن /بُل=آلت نوزاد پسر /بچ=وسط شلوار.نهال درخت نخل /پلشت=کثیف /پلشتوک=پرستو

/پرزی=مقدار کم وناچیز /پیش=برگ درخت نخل /پیشال=چوب های ریزخشک /پنگاش= خوشه ی خشک

شده ی درخت نخل /پور نادن=مخفی شدن /پوز=بینی /پهت بردن=تعجب زیادکردن.خیره شدن به

چیزی.ترسیدن /پاتیل=ظرف مسی مخصوص غذا خوردن /پره پره=تکه تکه /

 از شما خواهش می کنم در نظرات کلمه های که به نظرتان می رسد بنویسید

 

گناویل بین کلمیل گناوه ای جمع آوری کنیم تا نابود ناویدن(لطفآ کلمیل که به نظرتون ایرسه  داخل نظرها بنویسید)

  نوروز   

نوروز اییای اُمرُو ، صوا ، آخر زمسونه بیو  

بندشک دورِ گندمل می بلبل ایخونه بیو  

گل ور کشیده تا کمر ، زَنگُل در اُومَه سر و سر

 سر کاکُلل بسه کپر ، تاج بیابونه بیو

 غاچ برنجوکی خشه ، وقتی که چاله پر تشه

 دیَه دلم وَش نیکشه ، بسکی فراوونه بیو  

 هم بال زرد گازرین ، هم کرم نوروزی ببین

 قافله کُشک مثل نگین ، ری اسب شیطونه بیو  

 سر پیر ، گُل چاس ایپزه ، هم گز گزو پاشَ ایگزه

 هم کار گل روغن دزه ، چربیش که نیمونه بیو  

 محشر گرفته دور اُو ، پر تا پر آویده گُروُ

 هر بــــانـــدی گیر شنو ، من اُوه بارونه بیو 

 سه تشک سر پر شودرل ، می خال سر لوُ  دهترل

قلا حونی کموترل ، اُمروُز مهمونه بیو 

 دهتر من رهَ بسه صف ، ایرن شوُهَ سی یه علف

 ری صورتل مثل صدف ، مُرواری غلطونه بیو

 سینۀ سفید مرمری ، بــــِر  زَ میون رو سری

 مهَ سر زده جلدی وری ، شوُ نور بارونه بیو

 گـــُه سی مِلوُ : گل گودری ، بی جیکه کن سراسری 

چاری شدَمبوُ نیتری ، یُو مهلی اعیونه بیو

  کُردک شَ کِرد چیپون ورش ، چمته شَ بس پر کمرش 

نی شَ نها او تی ترش ، ناشتاش پرُه نونه بیو

  ای پـــرپـــروک یارمهَ بجو ، هُمار من گوشش بگو

 عید بیوُ تی ایرجو ، سیت عیدی ایسُونه بیو

 استاد ایرج شمسی زاده

 

این جاست زادگاه من این شهر موج خیز
كارام خفته بر لب درياى بيكران
بر پاش بوسه مى زند امواج دم به دم
بر گرد او غريو كشان بحر هر زمان
...

اين بچه هاى بندر، اين مردهاى مرد
اين دختران با نمك شادى آفرين
اين مردم نجيب و پر احساس و گرمجوش
همشهريان همدل و با جان من قرين
...

جانم فداى هر وجب خاك پاك آن
اين شهر آرش من و اين شهر كاوه است
اين زادگاه دختر احساس شعر من !
اين بندر عزيز من اينجا گنــــــاوه است

ایرج شمسی زاده